|
|
فرانسیم |
|
|
از اول شروع مي كنم .... همه اينها از وقتي شروع شد كه من،دختر اكتينيوم-227 توسط اشعه آلفا متولد شدم. من نه تنها بي ثبات بزرگ شدم، بلكه روانپزشك من اخيراً گفته كه من مبتلا به جنون جواني و بيماريهاي رواني هستم و براش سخته كهبگه من 20 تا ايزوتوپ جدا دارم . حقيقت تاسف بار اينه كه فرانسيم-223 (طولاني عمرترين ايزوتوپ من) نيمه عمره و 21 دقيقه زندگي مي كنه و بعد از اون من به راديوم-223 تبديل مي شم . فرانسيم-221 من نيمه عمره و فقط 8/4 دقيقه زندگي مي كنه و چون خونواده ما طول عمر كوتاهي داره نمي تونيم مورد استفاده مفيدي واقع بشيم . من بچه ساكتي بودم . وقتي هستي و وجود من در سال 1939 توسط مارگارت پري در مؤسسه كوري در پاريس كشف شد، من خيلي هيجان زده بودم! بعد از كشف من در اين كشور اسمم رو فرانسيم گذاشتند . اونا منو با خواهرام (ليتيم، سديم، پتاسيم، روبيديم و سزيم) آشنا كردن، من هم خيلي زود ياد گرفتم كه عضوي از خونواده فلزات قليايي هستم . ما شباهت هاي زيادي به هم داشتيم ؛ يك ظرفيتي بوديم، در هواي آزاد كدر مي شديم و دماي ذوب پاييني داشتيم و با آب واكنش مي داديم .البته فقط اينا نبود، ما در مجموع بلور نرمي داشتيم ، در طبيعت به صورت آزاد وجود نداشتيم بلكه به صورت تركيباتي از هاليدها وتركيبات مضاعف با فلزات بوديم. پدر مي گه: مهم تريم شباهت من و خواهرام آرايش الكتروني اتمهامونه ولي پدر هميشه توضيحي براي همه چيز داره . يه دفعه از اون پرسيدم كه چرا ليتيم رو بيشتر دوست داره و چون من دوباره بي ثباتي رو شروع كرده بودم پدر بالاخره اعتراف كرد كه ليتيم رو به خاطر رفتار با ثباتش كه بخشي از زندگيشو ساخته بود بيشتر دوست داره. مي گفت : من هيچ هدف با معني كه بتونه ببينه ندارم و بعد منو از سر تا پا بررسي كرد و گفت كه بايد يه كاري با جرم اتميم بكنم. من گريون به طرف اتاقم رفتم و به آيينه نگاه كردم . جرم اتمي من در حدود 223 بود يعني بيشتر از هر كسي توي خونوادم(خانواده فلزات قليايي). جان! من اصلاً نمي تونم اينو تحمل كنم ! تو ديدي كه تلاش من براي رژيم گرفتن بيهوده بود...مقدار بسيار زياي از من بر پوسته زمين وجود داره . من وقت زيادي براي فكر كردن دارم . داشتن دماي ذوب c 270 چيز خيلي بدي هم نيست . در واقع تغييرات حالتي من، هيجان زيادي به زندگيم مي بخشن. ولي يه چيزايي هست كه منو اذيت ميكنه؛ حتي بيشتر از 30 سال پيش كه من كشف شده بودم، خواهرام تحويلم نمي گرفتن و هنوز هم منو به خاطر هيچي ترك مي كنن. خونواده قليايي هميشه مشهور بوده ولي هيچ كس من واقعي رو نمي شناسه ! چرا كه يادم مي ياد در ”شيمي معدني“، ر.ت.سندرسون گفت:”بجز شباهت كوچكي كه بين فرانسيم و سزيم وجود داره ، چيز زيادي از اين عنصر شناخته شده نيست“. سزيم! اون منو با سزيم مقايسه كرد ؛ خواهر من كه توسط يه كاني به اسم پلاسيت استخراج مي شه، هيچ كس، هيچ وقت، هيچ مقدار قابليت اندازه گيري منو توي اون آشغال پيدا نمي كنه ! ...متاسفم كه دوباره دارم بي ثباتي رو شروع مي كنم . راستي، تا حالا شنيدي كه مردم منو واقعاً به صورت مصنوعي درست مي كنن؟ ...درسته! كاري كه اونا مي كنن بمبارون كردن تريوم با پروتون هاست كه در يك لحظه فرانسيم ساختگي به وجود مي ياد. جالبه نه؟!كي مي دونه؟ شايد يه روزي اين عنصر خوب و قديمي با عدد اتمي 87 به جامعه نفوذ پيدا بكنه و اون وقته كه من اون چيزي رو كه هستم رو مي پذيرم ! ولي تا اون وقت، ميدونم كه ما هيچ وقت نمي تونيم براي همديگه باشيم. جان، من واقعاً متاسفم . لطفاً سعي كن كه درك كني. من هميشه تو رو دوست دارم و هيچ وقت زندگي كوتاهمون رو فراموش نمي كنم. |
||
|
نوشته شده در ساعت 11:23 توسط علی ایرانی
|
|
||
|
|
ساعت یدی |
|
|
ساعت یدی نام آزمایشی است با مولکول ید ( I2 ) وسدیم تیوسولفات ( NaS2O3 ) . سرعت این واکنش مانند اکثر واکنش ها به غلظت ودما بستگی دارد . با تغییر وازدیاد غلظت هریک از واکنشگرها سرعت افزایش می یابد .
آزمایش کلی به این ترتیب است که ابتدا با افزایش آب اکسیژنه به مخلوط سولفوریک اسید و (پتاسیم یدید)KI می توان ید تهیه نمود . 2KI + H2SO4 + H2O2 ------------- K2SO4 + I2 + 2H2O ید رنگ نشاسته موجود در مخلوط آزمایش را آبی می کند . حال اگر به این مخلوط تیوسولفات اضافه شود . ید وارد واکنش می شود . رنگ آبی کم کم ازبین می رود . I2 + 2 Na2S2O3------------- 2NaI + Na2S4O6 چنانچه ید اضافی باقی بماند سبب آبی رنگ شدن نشاسته می شود. نحوه آزمایش به این شکل است که ابتدا محلولی از مخلوط پتاسیم یدید وسدیم تیوسولفات با غلظت مشخص و معین تهیه می کنند ( محلول الف ) سپس درچند لوله آزمایش به تساوی حجم ثابتی از این محلول ریخته وبه آن ها حجم مناسبی سولفوریک اسید رقیق وچند قطره چسب نشاسته می افزایند (لوله های A) . به همان تعداد درچند لوله آزمایش دیگر محلول پر اکسید هیدروژن که با غلظت معین رقیق نموده اند . با حجم های مثلا 5 ٬10 ٬ 15 .....آماده می کنند. ( لوله های B ). در مرحله آخر همزمان هریک از محلول های لوله های ( A) را به محتویات لوله های( B ) می افزایند وزمان انجام واکنش را درهر لوله آزمایش اندازه گیری می کنند. چون حجم محلول در لوله های B به یک اندازه افزایش یافته فاصله زمان انجام واکنش درآن ها برابر خواهد بود . |
||
|
نوشته شده در ساعت 11:11 توسط علی ایرانی
|
|
||
|
|
کرُ دادن |
|
|
منظور از کرُ دادن این است که کمی ازمحلول مورد آزمایش را درظرف ریخته وبا آن همه جای درون ظرف را آغشته کنید وسپس آن را دور بریزید . این عمل تا حد زیادی از خطا های آزمایش که مربوط به خلوص ویا غلظت می شود جلوگیری می کند . ودرپایان آزمایش عمل کرُدادن را با آب مقطر انجام می دهند تا ظرف آزمایش عاری از هر ماده شیمیایی شود. |
||
|
نوشته شده در ساعت 11:10 توسط علی ایرانی
|
||
|
|
اتیلن گلیگول |
|
|
اتیلن گلیگول HO-CH2-CH2-OH مایع نم پذیر ودارای دو عامل OH - می باشد . که می تواند به راحتی در دوسر مولکو ل پیوند هیدروژنی تشکیل دهد وبه همین علت دارای نقطه جوش بالایی ( 197 oC ) می باشد .اتیلن گلیگول قدرت حلال پوشی خود را مانند مولکول آب مدیون گروه OH -است . گروه عاملی OH - کاتیون ها را از طریق زوج الکترون های نا پیوندی بر روی اکسیژن و آنیون ها را از طریق پیوند هیدروژنی حلال پوشی می نماید . به این گونه حلال ها پروتونی می گویند. |
||
|
نوشته شده در ساعت 11:9 توسط علی ایرانی
|
|
||
|
|
اسید سولفوریک |
|
|
اسید سولفوریک به هر نسبتی با آب امتزاج پذیر است . وعامل آبزدای بسیار قوی است .واکنش آن با آب بسیار گرمازا واز این رواختلاط آب با اسید غلیظ باید با احتیا ط بسیار وبه آرامی به کمک همزن شیشه ای وبا افزایش اسید به آب صورت گیرد . تمایل این اسید به ترکیب با آب آن قدر زیاد است که ازهر بافتی که دارای اتم های هیدروژن واکسیژ ن است این دو اتم را به صورت آب حذف می نماید. افزایش چند قطره اسید به شکر ( ساکارز ها) و یا الیاف سلولزی نظیر پنبه ویا بافت های جانوری دراندک مدتی ازاین بافت ها هیدروژن واکسیژ ن را به صورت آب حذف ٬ و کربن را بر جا می گذارد واین فرایند ها همراه با آزاد شدن انر ژی زیادی است و بسیار خطر ناک می باشد .
|
||
|
نوشته شده در ساعت 11:8 توسط علی ایرانی
|
|
||
|
|
نقطه پایانی و نقطه هم ارزی |
|
|
نقطه پایانی: مرحله ایی از تیتراسیون است که با مقدار اندکی از تیترکننده ، شناساگر (معرف شیمیایی) تغییر رنگ می دهد. نقطه پایانی به نقطه هم ارزی مربوط نمی شود وبه غلظت معینی ازهیدروژن یا سایر یون ها و یا پتانسیل اکسایش - کاهش بستگی دارد و به کمک شناساگر قابل مشاهده است. نقطه هم ارزی هنگامی است که مواد اولیه وفراورده ها به مقادیر هم ارز بر اساس استوکیومتری واکنش می رسند واین نقطه ممکن است دقیقا منطبق بر نقطه پایانی نباشد |
||
|
نوشته شده در ساعت 11:6 توسط علی ایرانی
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نوشته شده در ساعت 22:37 توسط علی ایرانی
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
توليد پلاستيك از گياهان |
|
|
در انتهاى جاده اى سنگلاخى در ايالت آيواى مركزى، يك كشاورز در افق، به جايى خيره شده است كه تا چشم كار مى كند گياهان بلند و برگ دار ذرت قرار دارند و زير نسيم موج مى زنند. او لبخندى مى زند زيرا چيزى در مورد كشتزارش مى داند كه كمتر كسى از آن آگاه است چون نه فقط دانه هاى ذرت در سنبله آن رشد مى كنند بلكه گرانول هاى پلاستيك نيز در ساقه و برگ هاى آن توليد مى شوند.
نویسندگان: استفن اسلاتر، تلمن گرنگراس ترجمه : عبدالله مصطفايى- محمد طغرايى |
||
|
نوشته شده در ساعت 22:35 توسط علی ایرانی
|
||
|
|
شیمی رنگ |
|
|
رنگها را معمولا براساس خواص آنها و ساختمان ماده اصلی (ساختمان شیمیایی مواد) طبقه بندی میکنند. روش دیگر طبقه بندی رنگها براساس روش مصرف آنها در رنگرزی میباشد. روش و تکنیک رنگرزی به ساختمان ، طبیعت الیاف یا شئ مورد رنگرزی بستگی دارد. به عبارت دیگر رنگرزی پشم و ابریشم و دیگر الیاف به دست آمده از حیوانات با رنگرزی پنبه و الیاف به دست آمده از گیاهان تفاوت دارد. نقش ساختمان شیمیایی الیاف در تعیین رنگ مورد نیاز در رنگرزی همیشه ساختمان شیمیایی الیاف تعیین کننده نوع رنگ مورد نیاز و تکنیک رنگرزی میباشد. به عنوان مثال الیاف حیوان مانند پشم و ابریشم از پروتئین تشکیل شدهاند و دارای گروههای اسیدی و بازی میباشند. این گروهها نقاطی هستند که در آنها مولکول رنگ خود را به الیاف متصل میکند. پس برای رنگرزی این گونه الیاف باید از رنگهایی که دارای بنیان اسیدی و بازی هستند استفاده کرد. پنبه یک کربوهیدرات میباشد و تنها محتوی پیوندهای خنثای اتری و گروههای هیدروکسیل است. در این نقاط پیوندهای هیدروژنی بین الیاف و رنگ ایجاد میشود. پس باید از رنگهای متناسب با خصوصیات الیاف پنبهای استفاده کرد. متصل کردن رنگ به الیاف مصنوعی و سنتزی مانند پلی اولفینها و هیدروکربنها که کاملا عاری از گروههای قطبی هستند، تکنیک و روش دیگری را میطلبد. بر اساس روش رنگرزی به صورت زیر دستهبندی میشود. رنگهای مستقیم یا رنگهای جوهری این دسته از رنگها دارای گروهها و عوامل قطبی مانند عوامل اسیدی و بازی هستند و با استفاده از این گروهها ، رنگ با الیاف ترکیب میشود. برای رنگرزی پارچه با اینگونه رنگها فقط کافی است که پارچه را در محلول آبی و داغ رنگ فرو ببریم. اسید پیکریک و ماریتوس زرد از جمله این رنگها هستند. هر دو رنگ ، اسیدی بوده و با گروههای آمینه الیاف پروتئینی ترکیب میشوند. نایلون نیز که یک پلیآمید است، با این رنگها قابل رنگرزی است. رنگ دانهای این دسته از رنگها شامل ترکیباتی هستند که میتوانند با برخی از اکسیدهای فلزی ترکیب شده و نمکهای نامحلول و رنگی که لاک نامیده میشوند، تشکیل دهند. روش رنگرزی با این رنگها از کهنترین روشهای تثبیت رنگ روی الیاف بوده است. این رنگها بیشتر برای رنگرزی ابریشم و پنبه بکار میرود. در رنگرزی با رنگهای دانهای پارچه یا الیاف ، رنگی به نظر میرسند. چون الیاف توسط لایهای از رسوب رنگین پوشانده میشود. برای ایجاد دندانه روی رنگها معمولا از اکسیدهای آلومینیوم ، کروم و آهن استفاده میشود. آلیزارین نمونهای از این رنگها میباشد. رنگ خمیری رنگ خمیری مادهای است که در شکل کاهش یافته ، محلول در آب بوده و ممکن است بیرنگ هم باشد. در این حالت الیاف به این رنگ آغشته شده و پس از جذب رنگ توسط الیاف ، آنها را از خمره خارج کرده و در معرض هوا با یک ماده شیمیایی اکسید کننده قرار میدهند. در این مرحله رنگ اکسید شده و به صورت رنگین و نامحلول در میآید. رنگهای باستانی ایندیگو و تیریان از این جملهاند. رنگ واکنشی این رنگها که تحت عنوان رنگهای ظاهر شونده هم شناخته میشوند، در درون خود پارچه ، تشکیل شده و ظاهر میگردند. مثال مهمی از این گروه رنگها ، رنگهای آزو میباشند. رنگرزی با این رنگها به این صورت است که پارچه را در محلول قلیایی ترکیبی که باید رنگ در آن مشتق شود (فنل یا نفتول) فرو میبریم. سپس پارچه را در محلول سرد آمین دی ازت دار شده در داخل خود الیاف انجام شده و رنگ تشکیل میگردد. به رنگی که به این صورت حاصل میشود رنگ یخی نیز میگویند، زیرا برای پایداری و جلوگیری از تجزیه نمک دی آزونیوم دمای پائین ضرورت دارد. رنگ پخش شونده این دسته از رنگها در خود الیاف محلول هستند، اما در آب نامحلول میباشند. رنگهای پخش شونده در رنگرزی بسیاری از الیاف سنتزی بکار میروند. به این الیاف گاهی اوقات الیاف آبگریز نیز گفته میشود. معمولا ساختمان شیمیایی آنها فاقد گروههای قطبی است. روش رنگرزی به اینگونه است که رنگ به صورت پودر نرم در بعضی از ترکیبات آلی مناسب (معمولا ترکیبات فنل) حل میشود و در دما و فشار بالا در حمامهای ویژه به الیاف منتقل میشود. |
||
|
نوشته شده در ساعت 22:33 توسط علی ایرانی
|
||
|
|
اشعه مادون قرمز |
|
|
مادون در لغت به معناي زير دست و قرمز به معناي هر چه به رنگخون باشد، است. پس ميتوان گفت كه مادون قرمز اشعه بسيار ريز و قرمز رنگ است.
Bas Ford و همكارانش طي مطالعهاي اثرليزر كم توان هليوم - نئون را بر شاخه حسي اعصاب راديال و مدين بررسي كردند. هيچاختلاف معني داري در دامنه پتانسيل عمل ، زمان تاخير و دما ساعد بعد از بكارگيريليزر مشاهده نشد.Baxter و همكارانش افزايش معني دار در زمان تاخير عصب مدين بعد ازبكارگيري ليزر گرارش كردند. Low و همكارانش كاهش دما را به دنبال تابش ليزر كم توانمادون قرمز ديدند. نتايج اشعه مادون قرمز گرمايي كه ما از خورشيد يا از يك محيط گرم احساس ميكنيم،همان تشعشعات مادون قرمز يا به عبارتي انرژي گرمايي است. حتي اجسامي كه فكر ميكنيمخيلي سرد هستند، نيز از خود انرژي گرمايي منتشر ميسازند (يخ و بدن انسان). سنجش وارزيابي انرژي مادون قرمز ساطع شده از اجرام نجومي به علت اينكه بيشترين جذب را دراتمسفر زمين دارند مشكل است. بنابراين بيشتر ستاره شناسان براي مطالعه انتشار گرمااز اين اجرام از تلسكوپهاي فضايي استفاده ميكنند. مادون قرمز در نجوم تلسكوپها و آشكارسازهاييكه توسط ستاره شناسان مورد استفاده قرار ميگيرند نيز از خودشان انرژي گرمايي منتشرميسازند. بنابراين براي به حداقل رساندن اين تاثيرات نامطلوب و براي اينكه بتوانحتي تشعشعات ضعيف آسماني را هم آشكار ساخت، اخترشناسان معمولا تلسكوپها و تجهيزاتخود را به درجه حرارتي نزديك به 450?F ، يعني درجه حرارتي حدود صفر مطلق ،ميرسانند. مثلا در يك ناحيه پرستاره ، نقاطي كه توسط نور مرئي قابل رويت نيستند، بااستفاده از تشعشعات مادون قرمز بخوبي نشان داده ميشود. همچنين مادون قرمز ميتواندچند كانون داغ و متراكم را همره با ابرهايي از گاز و غبار نشان دهد. اين كانونهاشامل مناطق پرستارهاي هستند كه در واقع ميتوان آنها را محل تولد ستارهاي جديددانست. با وجود اين ابرها ، رويت ستارههاي جديد با استفاده از نور مرئي به سختيامكانپذير است. اما انتشار گرما باعث آشكار شدن آنها در تصاوير مادون قرمزميشود. اختر شناسان با استفاده از طول موجهاي بلند مادون قرمز ميتوانند به مطالعهتوزيع غبار در مراكزي كه محل شكل گيري ستارهها هستند، بپردازند. با استفاده از طولموجهاي كوتاه ميتوان شكافي در ميان گازها و غبارهاي تيره و تاريك ايجاد كرد تابتوان نحوه شكل گيري ستارههاي جديد را مورد مطالعه قرار داد. فضاي بين ستارهاي دركهكشان راه شيري ما نيز از تودههاي عظيم گاز و غبار تشكيل شده است. اين فضاهاي بينستارهاي يا از انفجارهاي شديد نواخترها ناشي شدهاند و يا از متلاشي شدن تدريجيلايههاي خارجي ستارههايي جديد از آن شكل ميگيرند. ابرهاي بين ستارهاي كه حاويگاز و غبار هستند، در طول موجهاي بلند مادون قرمز خيلي بهتر آشكار ميشوند (100برابر بيشتر از نور مرئي). اخترشناسان براي ديدن ستارههاي جديد كه توسطاين ابرها احاطه شدهاند، معمولا از طول موجهاي كوتاه مادون قرمز براي نفوذ درابرهاي تاريك استفاده ميكنند. اخترشناسان با استفاده از اطلاعات بدست آمده ازماهوارهاي نجومي مجهز به مادون قرمز صفحات ديسك مانندي از غبار را كشف كردند كهاطراف ستارهها را احاطه كردهاند. اين صفحات احتمالا حاوي مواد خامي هستند كهتشكيل دهنده منظومههاي شمسي هستند. وجود آنها خود گوياي اين است كه سيارهها درحال گردش حول ستارهها هستند. مادون قرمز درپزشكي اگر نگاه دقيق و علمي به يك طيف الكترومغناطيسيبيندازيم، ميبينيم كه از يك طرف طيف تا سوي ديگر آن ، انواع تشعشعات و پرتوها براساس طول موج و فركانسهاي مختلف قرار دارند، از آن جمله ميتوان به تشعشعات گاما ،اشعه ايكس ، ماوراي بنفش ، نور مرئي ، مادون قرمز و امواج راديويي اشاره كرد. هركدام از اين پرتوها و تشعشعات همگام با پيشرفت بشر ، به نوبه خود چالشهايي را درزمينههاي علمي پديد آوردهاند كه در اينجا علاوه بر كاربرد مادون قرمز در شاخهستاره شناسي ، اشارهاي به كارآيي چشمگيري اين پرتو در رشته پزشكي خواهيم داشت. كاربرد درماني مادون قرمز بكاربردن گرما يكي از متداولترين روشهاي درمان فيزيكي است. از موارد استعمال درمانيمادون قرمز موارد زير را ميتوان ذكر كرد. تسكين درد با وجود حرارت ملايم ، كاهش درد به احتمال زياد بواسطه اثرتسكيني بر روي پايانههاي عصبي ، حسي ، سطحي است. همچنين به علت بالا رفتن جريانخون و متعاقب آن متفرق ساختن متابوليتها و مواد دردزاي تجمع در بافتها ، درد كاهشمييابد. استراحت ماهيچه تابشاين اشعه راه مناسبي براي درمان اسپاسم و دستيابي به استراحت عضلاني ميباشد. افزايش خون رساني در درمانزخمهاي سطحي و عفونتهاي پوستي ، براي اينكه فرآيند ترميم به خوبي انجام گيرد، بايدبه مقدار كافي خون به ناحيه مورد نظر برسد و در صورت وجود عفونت نيز افزايش گردشخون سبب افزايش تعداد گلبولهاي سفيد و كمك به نابودي باكتريها ميكند. از اين پرتوميتوان براي درمان مفصل آرتوريتي و ضايعات التهابي نيز استفاده كرد. كاربرد تشخيصي مادون قرمز از مهمترين كابردهايتشخيصي آن ميتوان توموگرافي را نام برد. اصطلاح ترموگرافي به عمل ثبت و تفسيرتغييراتي كه در درجه حرارت سطح پوست بدن رخ ميدهد، اطلاق ميشود. تصوير حاصل از اينروش كه توموگرام ناميده ميشود، بخش الگوي حرارتي سطح بدن را نشان ميدهد. درتوموگرافي ، آشكار ساز ، تشعشع حرارتي دريافت شده توسط دوربين را به يك سيگنالالكترونيكي تبديل ميكند و سپس آن را علاوه بر تقويت بيشتر ، پردازش ميكند تا اينكهيك صفحه كاتوديك مثل مونيتور تلويزيون آشكار شود. تصاوير بدست آمده به صورتسايههاي خاكستري رنگ ميباشند، بدين معني كه سطوح سردتر به صورت سايههاي خاكستريروشن ديده ميشوند و در نوع رنگي آن نيز نواحي گرم ، رنگ قرمز و نواحي سرد ، رنگروشن خواهند داشت. درجه حرارت پوست بدن در نتيجه فرآيندهاي فيزيكي ، فيزيولوژيكطبيعي يا بيماري تغيير ميكند. از اين خاصيت تغيير گرمايي در عضوي خاص يا در سطح بدنبراي آشكارسازي يك بيماري استفاده ميشود كه مهمترين آنها به قرار زير است. - بيماري پستان : وسيع ترين جنبه كاربردي توموگرافي در آشكار سازي سرطانهايپستاني است. زيرا روشي كاملا مطمئن و بدون آزار است. از پرتوهاييونيزان استفاده نميشود. روشي كاملا سريع ، راحت و ارزان است. بهدليل بي ضرر بودن از قابليت تكراري بسيار زيادي برخوردار است. كاربرد ترموگرافي در مامائي چون جفت از فعاليتبيولوژيكي زيادي برخوردار است. درجه حرارت حاصله در اين محل بطور قابل ملاحظهاي ازبافتهاي اطراف بيشتر است. پس ميتوان از توموگرافي براي تعيين محل جفت استفاده كرد. ضررهاي مادون قرمز از طرف ديگرخطرهايي نيز در استفاده از مادون قرمز وجود دارد كه ميتوان به سوختگي الكتريكي (دراثر اتصال بدن به مدارات الكتريكي دستگاه) سر درد ، توليد ضعيف در بيمار و آسيب بهچشمها در اثر تابش مستقيم پرتو اشاره كرد. |
||
|
نوشته شده در ساعت 22:32 توسط علی ایرانی
|
||