تبليغاتX
شیمیImage Hosted by ImageShack.us

****** اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً برحمتک يا ارحم الراحمين * ******

شیمی
شيمي و زندگی


فرانسیم
از اول شروع مي كنم ....
همه اينها از وقتي شروع شد كه من،دختر اكتينيوم-227 توسط اشعه آلفا متولد شدم.
من نه تنها بي ثبات بزرگ شدم، بلكه روانپزشك من اخيراً گفته كه من مبتلا به جنون جواني و بيماريهاي رواني هستم و براش سخته كه
بگه من 20 تا ايزوتوپ جدا دارم .
حقيقت تاسف بار اينه كه فرانسيم-223 (طولاني عمرترين ايزوتوپ من) نيمه عمره و 21 دقيقه زندگي مي كنه و بعد از اون من به راديوم-223 تبديل مي شم . فرانسيم-221 من نيمه عمره و فقط 8/4 دقيقه زندگي مي كنه و چون خونواده ما طول عمر كوتاهي داره نمي تونيم مورد استفاده مفيدي واقع بشيم .
من بچه ساكتي بودم . وقتي هستي و وجود من در سال 1939 توسط مارگارت پري در مؤسسه كوري در پاريس كشف شد، من خيلي هيجان زده بودم! بعد از كشف من در اين كشور اسمم رو فرانسيم گذاشتند . اونا منو با خواهرام (ليتيم، سديم، پتاسيم، روبيديم و سزيم) آشنا كردن، من هم خيلي زود ياد گرفتم كه عضوي از خونواده فلزات قليايي هستم .
ما شباهت هاي زيادي به هم داشتيم ؛ يك ظرفيتي بوديم، در هواي آزاد كدر مي شديم و دماي ذوب پاييني داشتيم و با آب واكنش مي داديم .البته فقط اينا نبود، ما در مجموع بلور نرمي داشتيم ، در طبيعت به صورت آزاد وجود نداشتيم بلكه به صورت تركيباتي از هاليدها وتركيبات مضاعف با فلزات بوديم.
پدر مي گه: مهم تريم شباهت من و خواهرام آرايش الكتروني اتمهامونه ولي پدر هميشه توضيحي براي همه چيز داره . يه دفعه از اون پرسيدم كه چرا ليتيم رو بيشتر دوست داره و چون من دوباره بي ثباتي رو شروع كرده بودم پدر بالاخره اعتراف كرد كه ليتيم رو به خاطر رفتار با ثباتش كه بخشي از زندگيشو ساخته بود بيشتر دوست داره. مي گفت : من هيچ هدف با معني كه بتونه ببينه ندارم و بعد منو از سر تا پا بررسي كرد و گفت كه بايد يه كاري با جرم اتميم بكنم. من گريون به طرف اتاقم رفتم و به آيينه نگاه كردم . جرم اتمي من در حدود 223 بود يعني بيشتر از هر كسي توي خونوادم(خانواده فلزات قليايي).
جان! من اصلاً نمي تونم اينو تحمل كنم !
تو ديدي كه تلاش من براي رژيم گرفتن بيهوده بود...مقدار بسيار زياي از من بر پوسته زمين وجود داره .
من وقت زيادي براي فكر كردن دارم . داشتن دماي ذوب c 270
چيز خيلي بدي هم نيست . در واقع تغييرات حالتي من، هيجان زيادي به زندگيم مي بخشن.
ولي يه چيزايي هست كه منو اذيت ميكنه؛ حتي بيشتر از 30 سال پيش كه من كشف شده بودم، خواهرام تحويلم نمي گرفتن و هنوز هم منو به خاطر هيچي ترك مي كنن. خونواده قليايي هميشه مشهور بوده ولي هيچ كس من واقعي رو نمي شناسه ! چرا كه يادم مي ياد در ”شيمي معدني“، ر.ت.سندرسون گفت:”بجز شباهت كوچكي كه بين فرانسيم و سزيم وجود داره ، چيز زيادي از اين عنصر شناخته شده نيست“.
سزيم! اون منو با سزيم مقايسه كرد ؛ خواهر من كه توسط يه كاني به اسم پلاسيت استخراج مي شه، هيچ كس، هيچ وقت، هيچ مقدار قابليت اندازه گيري منو توي اون آشغال پيدا نمي كنه !
...متاسفم كه دوباره دارم بي ثباتي رو شروع مي كنم .
راستي، تا حالا شنيدي كه مردم منو واقعاً به صورت مصنوعي درست مي كنن؟
...درسته! كاري كه اونا مي كنن بمبارون كردن تريوم با پروتون هاست كه در يك لحظه فرانسيم ساختگي به وجود مي ياد.
جالبه نه؟!كي مي دونه؟ شايد يه روزي اين عنصر خوب و قديمي با عدد اتمي 87 به جامعه نفوذ پيدا بكنه و اون وقته كه من اون چيزي رو كه هستم رو مي پذيرم ! ولي تا اون وقت، ميدونم كه ما هيچ وقت نمي تونيم براي همديگه باشيم.
جان، من واقعاً متاسفم . لطفاً سعي كن كه درك كني. من هميشه تو رو دوست دارم و هيچ وقت زندگي كوتاهمون رو فراموش نمي كنم.
نوشته شده در  ساعت 11:23  توسط علی ایرانی  | 

ساعت یدی
ساعت یدی  نام آزمایشی است با مولکول ید ( I2 ) وسدیم تیوسولفات (     NaS2O3 )  . سرعت این واکنش مانند اکثر واکنش ها به غلظت ودما  بستگی دارد . با تغییر وازدیاد  غلظت هریک از واکنشگرها سرعت افزایش می یابد .

آزمایش کلی به این ترتیب است که ابتدا  با افزایش آب اکسیژنه به مخلوط سولفوریک اسید و (پتاسیم یدید)KI  می توان ید تهیه نمود .

                              2KI + H2SO4 + H2O2  ------------- K2SO4 + I2 + 2H2O

ید  رنگ نشاسته موجود در مخلوط آزمایش را آبی می کند . حال اگر به این مخلوط تیوسولفات اضافه شود . ید وارد واکنش می شود . رنگ آبی کم کم ازبین می رود .

                                     I2 + 2 Na2S2O3------------- 2NaI + Na2S4O6 

چنانچه ید اضافی باقی بماند سبب  آبی رنگ شدن نشاسته می شود.

نحوه آزمایش به این شکل است که ابتدا محلولی از مخلوط پتاسیم یدید وسدیم تیوسولفات با غلظت مشخص و معین تهیه می کنند ( محلول الف ) سپس  درچند لوله آزمایش به تساوی حجم ثابتی از این محلول  ریخته وبه آن ها   حجم  مناسبی  سولفوریک اسید رقیق وچند قطره چسب نشاسته می افزایند  (لوله های A) .

به همان تعداد درچند لوله آزمایش دیگر محلول پر اکسید هیدروژن که با غلظت معین رقیق نموده اند . با حجم های مثلا  5 ٬10 ٬ 15 .....آماده می  کنند. ( لوله های B ).

 در مرحله آخر همزمان هریک از محلول های لوله های ( A) را به محتویات لوله های( B ) می  افزایند وزمان  انجام  واکنش را درهر لوله آزمایش  اندازه گیری  می کنند. چون حجم محلول  در لوله های B به یک اندازه افزایش یافته فاصله زمان انجام واکنش درآن ها برابر خواهد بود .

نوشته شده در  ساعت 11:11  توسط علی ایرانی  | 

کرُ دادن
منظور از کرُ دادن این است که کمی ازمحلول مورد آزمایش را درظرف ریخته وبا آن همه جای  درون ظرف را آغشته کنید وسپس آن را دور بریزید . این عمل تا حد زیادی از خطا های آزمایش که مربوط به خلوص ویا غلظت می شود جلوگیری می کند . ودرپایان آزمایش عمل کرُدادن را با آب مقطر انجام می دهند تا ظرف آزمایش عاری از هر ماده شیمیایی شود.
نوشته شده در  ساعت 11:10  توسط علی ایرانی 

اتیلن گلیگول
اتیلن گلیگول  HO-CH2-CH2-OH مایع نم پذیر ودارای دو عامل OH - می باشد . که می تواند به راحتی در  دوسر مولکو ل پیوند هیدروژنی تشکیل دهد وبه همین علت دارای نقطه جوش بالایی ( 197 oC ) می باشد .اتیلن گلیگول قدرت حلال پوشی خود را مانند مولکول آب مدیون گروه OH -است . گروه عاملی OH - کاتیون ها را از طریق زوج الکترون های نا پیوندی بر روی اکسیژن و آنیون ها را از طریق پیوند هیدروژنی حلال پوشی می نماید . به این گونه حلال ها پروتونی می گویند.

نوشته شده در  ساعت 11:9  توسط علی ایرانی  | 

اسید سولفوریک
 

اسید سولفوریک به هر نسبتی با آب امتزاج پذیر است . وعامل آبزدای بسیار قوی است .واکنش آن با آب بسیار گرمازا واز این رواختلاط آب با اسید غلیظ باید با احتیا ط بسیار وبه آرامی به کمک همزن شیشه ای وبا افزایش اسید به آب صورت گیرد . تمایل این اسید به ترکیب با آب آن قدر زیاد است که ازهر بافتی که دارای اتم های هیدروژن واکسیژ ن است این دو اتم را به صورت آب حذف می نماید. افزایش چند قطره اسید به شکر ( ساکارز ها) و یا الیاف سلولزی نظیر پنبه ویا بافت های جانوری دراندک مدتی ازاین بافت ها هیدروژن واکسیژ ن را به صورت  آب حذف ٬ و کربن را بر جا می گذارد واین فرایند ها همراه با آزاد شدن انر ژی  زیادی است  و بسیار خطر ناک می باشد  .

نوشته شده در  ساعت 11:8  توسط علی ایرانی  | 

نقطه پایانی و نقطه هم ارزی

نقطه پایانی: مرحله ایی از تیتراسیون است که  با مقدار اندکی از تیترکننده ، شناساگر (معرف شیمیایی) تغییر رنگ می دهد. نقطه پایانی به نقطه هم ارزی مربوط نمی شود وبه غلظت معینی ازهیدروژن یا سایر یون ها و یا  پتانسیل اکسایش - کاهش بستگی دارد و به کمک شناساگر قابل مشاهده است.

نقطه هم ارزی هنگامی است که مواد اولیه وفراورده ها به مقادیر هم ارز بر اساس استوکیومتری واکنش می رسند واین نقطه ممکن است دقیقا منطبق بر نقطه پایانی نباشد  

نوشته شده در  ساعت 11:6  توسط علی ایرانی  | 

بخش دوم – خواص تناوبي

  1 – در هر گروه از جدول تناوبي از بالا به پايين شعاع اتمي ... و الكترونگاتويي .... مي يابد.

الف) افزايش – افزايش
ب) افزايش – كاهش
ج) كاهش – كاهش
د) كاهش – افزايش  

  2 – در هر دوره از جدول تناوبي از چپ به راست شعاع اتمي ... و الكترونگاتيوي .... مي يابد.

الف) افزايش – افزايش
ب) افزايش – كاهش
ج) كاهش – كاهش
د) كاهش – افزايش  

  3 - كدام عنصر به ترتيب بيشترين الكترونگاتيوي و كم ترين الكترونگاتيوي را دارد؟

الف) اكسيژن – سديم
ب) برم – ليتيم
ج) كلر – منيزيم
د) فلوئور – سديم  

  4 – علت مهم افزايش الكترونگاتيوي عنصرها، در هر دوره از چپ به راست ، چيست؟

الف) ثابت ماندن تعداد ترازهاي و افزايش بار الكتريكي هسته
ب) افرايش تعداد الكترون هاي لايه ظرفيت و افزايش شعاع اتمي
ج) ثابت ماندن تعداد ترازهاي فرعي و افزايش بار الكتريكي هسته
د) افزايش تعداد الكترون هاي لايه ظرفيت و كاهش شعاع اتمي  

  5 – عنصرهاي يك گروه جدول تناوبي در كدام مورد با هم تشابه دارند؟

الف) شعاع اتمي
ب) تعداد ترازهاي اشغال شده
ج) تعداد الكترون هاي تراز آخر
د) الكترونگاتيوي  

  6- اتم هاي مقابل را براساس افزايش شعاع اتمي مرتب كنيد. Mg,Br,Na,P,Si

الف ) P>Si>Mg>Na>Br
ب) Br>Na>Mg>Si>p
ج)P>Si>Br>Mg>Na
د)Si>P>Br>Na>Mg  

  7) در بين اتم هاي مقابل كداميك الكترونگاتيوترين است؟ I,k,ca,cl, s

الف) K
ب) S
ج) Cl
د) I  

  8- روند تغييرهاي تناوبي عنصرها، با كدام ويژگي بهتر نشان داده مي شود؟

الف) حجم اتم
ب) جرم اتمي
ج) شعاع اتمي
د) عدد اتمي  

  9 – واكنش پذيرترين فلزها و نافلزها به ترتيب در كدام گروه هاي جدول تناوبي قرار گرفته است؟



الف) قليايي خاكي ها – گروه اكسيژن
ب) قليايي خاكي ها – گروه هالوژن ها
ج) قليايي ها – گروه هالوژن ها
د) فلزات واسطه – گروه اكسيژن  

  10 – فلز واسطه داراي 5 الكترون در اوربيتال 3d است. اين عنصر در كدام تناوب جدول قرار گرفته است؟

الف) تناوب دوم
ب) تناوب سوم
ج) تناوب چهارم
د) تناوب پنجم  


الف) دوره سوم، گروه هفتم
ب) دوره سوم ،‌گروه پانزدهم
ج) دوره چهارم، گروه نهم
د) دوره چهارم، گروه هفتم  


الف) دوره چهارم ، گروه VIIIA
ب)دوره سوم، گروه IVB
ج) دوره چهارم، VIIA
د) دوره چهارم، گروه VIIB  

  13 – انرژي يونش عنصرها در يك گروه از بالا به پايين ... و در يك دوره از چپ به راست ... مي يابد.

الف) افزايش – افزايش
ب) افزايش – كاهش
ج) كاهش – كاهش
د) كاهش – افزايش  

  14 – لانتانيدها و آگتنيدها دوره هاي جدول تناوبي قرار دارند؟

الف) پنجم و چهارم
ب) چهارم و پنجم
ج) پنجم و ششم
د) ششم و پنجم  

15– واكنش پذيري عنصرهاي گروه هاي IIA و VIII به ترتيب از بالا به پايين چگونه تغيير مي كند؟

الف) افزايش – افزايش
ب) افزايش – كاهش
ج) كاهش – كاهش
د) كاهش – افزايش  

  16 – كدام مطلب زير نادرست است؟

الف) عنصرهاي واسط فلزاتي با خواص متنوع هستند كه به گروه هاي IB تا VIIII تعلق دارند.
ب) انرژي يونش نافلزها از فلزها بيش تر است.
ج) به لانتانيدها و آكتانيدها فلزهاي واسطه داخلي نيز مي گويند
د) هر چه فاصله يك الكترون از هسته بيش تر باشد، راحت تر از اتم كنده مي شود.  

  17 – در كدام مورد زير، ترتيب اتم ها بر حسب شعاع اتمي،‌نادرست است؟

الف) Ca>Mg>Be>B>H
ب) Rb>K>Na>Li>H
ج) Rb> Sr>Mg> S> O
د) Br>I>Rb>Sr>In  

 
 

  19 – با وارد كردن آب يد بر سديم كلريد و با وارد كردن آب برم بر پتاسيم يديد .....

الف) كلر و يد آزاد مي شود.
ب) كلر و يد آزاد نمي شود
ج) فقط كلر آزاد مي شود.
د) فقط يد آزاد مي شود  


  20 – هالوژن ها در لايه ظرفيت داراي چه آرايش الكتروني هستند؟

 

  پاسخنامه

1

ب

11

ج

2

د

12

ج

3

د

13

ج

4

الف

14

الف

5

ج

15

ب

6

ب

16

ب

7

ج

17

د

8

د

18

ج

9

ج

19

د

10

ج

20

ج

منبع:سایت محمد ابراهیمی
نوشته شده در  ساعت 22:37  توسط علی ایرانی 

توليد پلاستيك از گياهان

در انتهاى جاده اى سنگلاخى در ايالت آيواى مركزى، يك كشاورز در افق، به جايى خيره شده است كه تا چشم كار مى كند گياهان بلند و برگ دار ذرت قرار دارند و زير نسيم موج مى زنند. او لبخندى مى زند زيرا چيزى در مورد كشتزارش مى داند كه كمتر كسى از آن آگاه است چون نه فقط دانه هاى ذرت در سنبله آن رشد مى كنند بلكه گرانول هاى پلاستيك نيز در ساقه و برگ هاى آن توليد مى شوند.
به نظر مى رسد كه ايده رشد دادن پلاستيك «كه در آينده نزديك قابل حصول است» جالب تر از ساخت پلاستيك ها در كارخانجات پتروشيمى باشد. در اين كارخانجات هر ساله حدود ۲۷۰ ميليون تن نفت و گاز مصرف مى شود. در واقع سوخت هاى فسيلى علاوه بر انرژى، مواد اوليه را نيز براى تبديل نفت خام به پلاستيك هاى معمولى از قبيل پلى استايرن، پلى اتيلن و پلى پروپيلن فراهم مى كنند. كاربرد پلاستيك ها در تمام شئونات زندگى، گسترده شده است و نمى توان روزى، زندگى بدون پلاستيك را تصور كرد چون از بطرى هاى شير و نوشابه گرفته تا لباس و قطعات خودرو از پلاستيك هستند، گرچه اين توليد زياد پلاستيك ها اساساً زير سئوال رفته است. انتظار مى رود منابع شناخته شده ذخيره جهانى نفت تا ۸۰ سال ديگر تمام شوند و اين در مورد گاز طبيعى ۷۰ سال و براى زغال ۷۰۰ سال است، اما تاثيرات اقتصادى كاهش اين منابع خيلى زودتر فرا خواهد رسيد. وقتى منابع كاهش يابد، قيمت ها هر روز بالا خواهد رفت و اين واقعيتى است كه نمى تواند از كانون توجه سياستگزاران خارج شود. چند سال قبل كلينتون رئيس جمهور آمريكا در ماه اوت ۱۹۹۹ يك دستورالعمل اجرايى صادر كرد و طى آن تاكيد كرد كه بايد كار محققين به سمت جايگزينى سوخت هاى فسيلى با مواد گياهى به عنوان سوخت و نيز به عنوان مواد خام جهت گيرى شود. با توجه به اين نگرانى ها، تلاش مهندسين بيوشيمى براى كشف چگونگى رشد پلاستيك گياهى از دو جهت سبز است: يكى اينكه قابل ساخت از منابع تجديدپذير است و ديگر اينكه اساساً پلاستيك توليدى پس از دور ريختن قابل تجزيه بيولوژيكى است.
اما تحقيقات اخير ترديدهايى در مورد صحت اين ديدگاه ها به وجود آورده است. اول اينكه، توانايى تجزيه بيولوژيكى داراى «هزينه پنهانى» است. بدين معنى كه با تجزيه پلاستيك ها دى اكسيدكربن و متان تشكيل و متصاعد مى شود كه اين گازها، جزء گازهاى به دام افكننده گرما يا گازهاى گلخانه اى هستند كه كوشش هاى امروزه جهانى در جهت كاهش آنها است. علاوه بر اين، هنوز به سوخت هاى فسيلى براى ايجاد انرژى مورد نياز فرايند استخراج پلاستيك از گياهان نياز است. براساس محاسبات، اين نياز به انرژى بسيار بيشتر از آن چيزى بود كه فكر مى شد. در اينجا است كه بايد گفت توليد موفقيت آميز پلاستيك هاى سبز در گرو اين است كه محققان بتوانند با روش هاى با صرفه، بر موانع مصرف انرژى غلبه كرده در عين حال نيز هيچ بارى بر محيط زيست اضافه نكنند. توليد سنتى پلاستيك ها متضمن مصرف بسيار زياد سوخت فسيلى است. خودروها، كاميون ها، هواپيماها و نيروگاه ها بيشتر از ۹۰ درصد از مواد توليدى پالايشگاه ها را مى بلعند، اما پلاستيك ها از بقيه آن استفاده مى كنند كه اين مقدار تنها در آمريكا حدود ۸۰ ميليون تن در سال است.
تا به امروز كوشش صنايع بيوتكنولوژيكى و كشاورزى در مورد جايگزينى پلاستيك هاى معمولى با پلاستيك هاى گياهى به سه ديدگاه منجر شده است كه عبارتند از: تبديل شكرهاى گياهى به پلاستيك، توليد پلاستيك در داخل بدن ميكروارگانيسم هاى گياهى، رشد پلاستيك در ذرت و ديگر غلات.
شركت كارگيل (Cargill) يكى از غول هاى صنايع كشاورزى به همراه شركت داو (Dow) برترين شركت شيميايى جهان، چند سال پيش به توسعه ديدگاه اول همت گماشتند كه به تبديل شكر حاصل از ذرت و ديگر گياهان پلاستيكى به نام پلى لاكتيد (PLA) منجر شد. در مرحله اول ميكروارگانيسم ها شكر را به اسيدلاكتيك تبديل مى كنند و در مرحله بعدى، به طور شيميايى مولكول هاى اسيد لاكتيك به يكديگر متصل مى شوند تا زنجيره اى مشابه زنجيره پلى اتيلن ترفنالات (PET) كه پلاستيكى پتروشيميايى است و در بطرى نوشابه هاى خانواده و در الياف لباس ها استفاده مى شود، به دست آيد. در واقع جست وجوى محصولات جديد از شكر ذرت، جزيى از فعاليت هاى طبيعى شركت كارگيل بود كه با استفاده از كارخانه هاى آسياى مرطوب دانه هاى ذرت را به محصولاتى از قبيل شربت با فروكتوز بالاى ذرت، اسيد سيتريك، روغن نباتى، بيواتانول و غذاهاى حيوانات تبديل مى كند. در سال ۱۹۹۹ كارخانه هاى اين شركت ۳۹ ميليون تن ذرت را فرايند كردند كه اين مقدار تقريباً ۱۵ درصد كل برداشت ذرت آمريكا در آن سال بود. در ابتداى سال ۲۰۰۰ مجموعه كارگيل- داو طرحى با سرمايه ۳۰۰ ميليون دلار به منظور توليد انبوه پلاستيك جديدشان راه اندازى كرد. اين طرح با نام تجارى Nature Works و براى توليد انبوه PLA ارائه شد.
ديگر شركت ها از جمله صنايع شيميايى سلطنتى (ICI) روش هايى براى توليد نوع دوم اين پلاستيك ها ابداع كردند. اين پلاستيك پلى هيدروكسى آلكانوايت (PHA) نام دارد. PHA شبيه PLA از شكر گياهى ساخته شده و تجزيه پذير است. البته در مورد PHA يك باكترى به نام Ralstona eutropha شكر را مستقيماً به پلاستيك تبديل مى كند. براى توليد PLA يك مرحله شيميايى خارج از ارگانيسم بايد انجام گيرد اما در توليد PHA، اين زنجيره به طور طبيعى در داخل ميكروارگانيسم تا ۹۰ درصد از جرم سلول منفرد به صورت گرانول تجمع مى كند.
در پاسخ به بحران نفت در دهه ،۱۹۷۰ ICI فرايند تخميرى در مقياس صنعتى خود را كه طى آن ميكروارگانيسم ها شكر را به PHA تبديل مى كنند، با ظرفيت چند تن در سال ارائه كرد. شركت هاى ديگرى اين پلاستيك را قالب ريزى كرده و از آن اقلام تجارتى مثل تيغ ريش قابل تجزيه بيولوژيكى و بطرى هاى شامپو ساخته و به بازار ارائه كردند. اما اين اقلام پلاستيكى اساساً قيمت بالاترى از اقلام با پلاستيك هاى معمولى داشتند و هيچ مزيت عملكردى به غير از تجزيه پذيرى بيولوژيكى نداشتند. در سال ۱۹۹۵ شركت مونسانتو (Monsanto) فرايند و دستگاه هاى مربوطه را خريدارى كرد، اما سودآورى آن هم مبهم باقى مانده است. بسيارى شركت ها و گروه هاى علمى و نيز شركت مونسانتو كوشش هاى خود را معطوف به سومين ديدگاه توليد PHA يعنى رشد دادن پلاستيك در گياه كرده اند. با تصحيح ژنتيكى گياه غله مى توان آن را قادر به سنتز پلاستيك ساخت و در نتيجه فرايند تخمير را حذف كرد. يعنى به جاى رشد دادن غله، سپس برداشت آن، فرايند كردن آن، توليد شكر و نهايتاً تخمير شكر و توليد پلاستيك مى توان مستقيماً پلاستيك را در خود گياه ساخت. بسيارى محققين اين ديدگاه را جذاب ترين و با بازده ترين راه حل ساخت پلاستيك از منابع انرژى تجديدپذير مى دانند. طى اين سال ها گروه هاى زيادى در تعقيب اين هدف بوده و هستند.

در اواسط دهه ۱۹۸۰ استيون اسلاتر (Steven C.Salter) عضو گروهى بود كه وظيفه آن جداسازى ژن هاى سازنده پلاستيك از باكترى بود. محققين پيش بينى مى كنند كه قرار دادن اين آنزيم ها در داخل يك گياه مى تواند تبديل استيل كوآنزيم A (ماده ى كه حين تبديل نور خورشيد به انرژى، به طور طبيعى در گياه تشكيل مى شود) به نوعى پلاستيك را انجام پذير سازد. در سال ۱۹۹۲ همكارى بين دانشمندان دانشگاه دولتى ميشيگان و دانشگاه جيمز ماديسون با اين هدف شروع شد. محققين با انجام مهندسى ژنتيك روى گياه Arabidopsis Thalianan توانستند نوعى PHA ترد بسازند. دو سال بعد شركت مونسانتو كار براى ساخت نوع انعطاف پذيرتر PHA را روى يك گياه معمول تر يعنى ذرت شروع كرد. از آنجا كه توليد پلاستيك نمى تواند با توليد غذا رقابت كند، محققين هدف خود را به سوى استفاده از قسمت هايى از گياه ذرت كه برداشت نمى شود (مثل برگ و ساقه) متوجه ساختند. رشد دادن پلاستيك در برگ و ساقه به كشاورزان هنوز اين امكان را مى دهد كه بتوانند با كمباين هاى معمولى ميوه ذرت را برداشت كرده و با زيرورو كردن مجدد مزرعه، برگ ها و ساقه هاى حاوى پلاستيك را برداشت كنند. برخلاف توليد PHA و PLA به روش تخمير كه بايد با استفاده از زمين براى توليد ذرت براى ديگر مقاصد رقابت كند، رشد دادن PHA در برگ و ساقه ذرت اين امكان را به وجود مى آورد كه بتوان ذرت و پلاستيك را به طور همزمان از يك مزرعه به دست آورد. ضمناً با استفاده از گياهان مناسب شرايط نامساعد مثل Switch grass مى توان از اين تقابل بين توليد پلاستيك و ديگر استفاده ها از زمين جلوگيرى كرد. يعنى لزومى ندارد كه فقط زمين هاى مخصوص كشت ذرت را به اين كار اختصاص دهيد. محققين به پيشرفت هاى فنى وسيعى در زمينه افزايش ميزان پلاستيك در گياه و همچنين تغيير زنجيره پلاستيك به منظور حصول به خواص مفيد، دست يافته اند. گرچه اين نتايج وقتى مستقلاً ديده مى شوند تشويق كننده اند ولى حصول به هر دو ويژگى يعنى تركيب مفيد و نيز ميزان بالاى پلاستيك در گياه خود يك مشكل است. تاكنون اثبات شده است كه كلروپلاست هاى برگ بهترين مكان براى توليد پلاستيك هستند. اما كلروپلاست ها اعضاى سبزى هستند كه وظيفه شان جذب نور است و اين در حالى است كه غلظت بالاى پلاستيك از فتوسنتز جلوگيرى كرده و بازدهى گياه را كاهش مى دهد. همچنين جداسازى پلاستيك از گياه خود يك چالش است. ابتدائاً محققين شركت مونسانتو تاسيسات استخراج را به عنوان واحد جانبى كارخانه فرآورى ذرت در نظر گرفتند. اما وقتى اين واحد را روى كاغذ طراحى كردند متوجه شدند استخراج و جمع آورى پلاستيك به مقادير زيادى حلال نياز دارد كه در نتيجه مى بايست بعداً به منظور استفاده مجدد بازيابى شود. اين زيرساختار فرايند از لحاظ اندازه با كارخانه هاى موجود پتروشيميايى برابرى مى كند و اندازه كارخانه آسياى ذرت را به شدت افزايش مى دهد. بايد توجه داشت كه انجام سرمايه گذارى و گذشت زمان باعث مى شود كه محققين بر اين موانع فنى غلبه كنند.
اما اينجا سئوالى كه مطرح مى شود اين است كه كدام راه حل ارزشمندتر است؟ وقتى انرژى و ماده خام لازم براى هر مرحله رشد PHA در گياهان، برداشت، خشك كردن برگ و ساقه، استخراج PHA از برگ و ساقه، تخليص پلاستيك، جداسازى و بازيايى حلال و تبديل پلاستيك به رزين را بررسى كنيد خواهيد ديد كه اين ديدگاه، انرژى خيلى بيشترى نسبت به توليد مواد پلاستيكى از منابع فسيلى در اغلب روش هاى پتروشيميايى، مصرف مى كند. در يك تحقيق كه اخيراً تكميل شده است، محققين متوجه شدند كه ساخت يك كيلوگرم PHA از گياه ذرت (تصحيح شده ژنتيكى) حدود ۳۰۰ درصد انرژى بيشتر از ۲۹ مگاژول لازم براى ساخت مقدار برابر پلى اتيلن (ساخته شده از سوخت فسيلى) مصرف مى كند. بنابراين نااميدانه بايد گفت مزيت استفاده از ذرت به جاى نفت به عنوان ماده خام، جبران كننده اين ميزان اختلاف در انرژى مصرفى نيست. براساس الگوهاى امروزى مصرف انرژى در صنايع فرآورى ذرت، براى توليد يك كيلوگرم PHA نياز به ۶۵/۲ كيلوگرم سوخت فسيلى است. براساس اطلاعات جمع آورى شده توسط جامعه سازندگان اروپايى پلاستيك ها (APME) از ۳۶ كارخانه اروپايى توليد پلاستيك، تخمين زده شد كه براى توليد يك كيلوگرم پلى اتيلن تنها به ۲/۲ كيلوگرم نفت و گاز طبيعى نياز است كه تقريباً نصف آن در محصول نهايى ظاهر مى شود. اين موضوع به اين معنى است كه تنها ۶۰ درصد از مقدار نفت و گاز مصرفى يعنى ۳/۱ كيلوگرم از آن به منظور توليد انرژى سوزانده مى شود.
با توجه به اين مقايسه، ممكن نيست متقاعد شويد كه رشد دادن پلاستيك در ذرت و سپس استخراج آن توسط انرژى ناشى از سوخت هاى فسيلى باعث حفظ منابع فسيلى مى شود. در واقع با جايگزينى منبع تجديدپذير به جاى منبع تجديدناپذير، ناگزير به استفاده از مقدار بيشترى از آن خواهيد شد. در مطالعه قديمى ترى، آقاى «تيلمان جرن جروس» (Tilman Gorngross) كشف كرد كه توليد يك كيلوگرم PHA به وسيله تخمير ميكروبى همان ميزان سوخت فسيلى، يعنى ۳۹/۲ كيلوگرم، نياز دارد. اين نتايج مايوس كننده قسمتى از دلايلى بود كه براساس آن شركت مونسانتو، پيشرو توليد PHA از گياه، سال گذشته اعلام كرد كه توسعه چنين سيستم هاى توليد پلاستيك را متوقف خواهد كرد. هم اكنون تنها پلاستيك كارخانه اى به اين روش كه صنعتى شده است، پلاستيك PLAى Cargill- Dow است. اين فرايند ۲۰ تا ۵۰ درصد منابع فسيلى كمترى نسبت به ساختن پلاستيك از نفت مصرف مى كند، اما هنوز از ديدگاه انرژى بسيار پرمصرف تر از بسيارى فرايندهاى پتروشيميايى است. مسئولان شركت انتظار دارند نهايتاً بتوانند ميزان انرژى لازم را كاهش دهند. راه ديگر همانا توسعه ديگر منابع شكر گياهى كه انرژى كمترى براى فرآورى نياز دارند، (مثل گندم و چغندر) است كه مى تواند استفاده از سوخت هاى فسيلى را كاهش دهد.
در همين زمان، دانشمندان در Cargill- Dow تخمين مى زنند اولين تاسيسات ساخت PLA كه هم اكنون در Blair نبراسكا در حال ساخت است، بتواند براى هر كيلوگرم پلاستيك ۵۶ مگاژول انرژى مصرف كند كه اين مقدار ۵۰ درصد بيشتر از انرژى لازم براى PET ولى ۴۰ درصد كمتر از نايلون است.
انرژى لازم براى توليد پلاستيك هاى گياهى دومين و حتى اولين مشكل زيست محيطى اين فرايند است.
نفت اولين منبع براى توليد پلاستيك هاى معمول است، اما ساخت پلاستيك از گياهان عمدتاً بر زغال و گاز طبيعى تكيه دارد كه براى راه انداختن مزارع ذرت و صنايع فرآورى ذرت مصرف مى شود. به همين دليل تعدادى از روش هاى گياهى از سوخت هاى كمياب (نفت) به سوخت هاى فراوان (زغال) تغيير سوخت داده اند. بعضى متخصصان معتقدند اين تغيير سوخت گامى به سمت توسعه پايدار است. موضوع فراموش شده در اين منطق، اين حقيقت است كه تمامى سوخت فسيلى مصرف شده براى ساخت پلاستيك ها از مواد خام تجديدپذير (ذرت) مى بايست سوخته شوند تا انرژى توليد كنند، در حالى كه در فرايندهاى پتروشيميايى قسمت عمده اى از سوخت به محصول نهايى تبديل مى شود.
سوزاندن سوخت بيشتر باعث وخيم تر كردن مشكل ديگرى مى شود كه آن افزايش انتشار گازهاى گلخانه اى مثل دى اكسيدكربن است. همچنين به طور طبيعى ديگر انتشارات مرتبط با احتراق سوخت فسيلى، مثل دى اكسيد گوگرد نيز افزايش مى يابد. اين گاز باعث توليد باران اسيدى مى شود و مورد نگرانى است. بايد توجه داشت كه هر فرايندى كه انتشار چنين گازهايى را افزايش دهد، در تقابل با پروتكل كيوتو قرار مى گيرد. اين قرارداد ناشى از كوشش بين المللى است كه توسط سازمان ملل به منظور تصحيح كيفيت هوا و محدود كردن گرم شدن جهانى از طريق كاهش دى اكسيدكربن و ديگر گازهاى مسئول در اتمسفر برقرار شده است.
چنين نتيجه گيرى از تحليل هاى ارائه شده، اجتناب ناپذير است. مزيت زيست محيطى رشد پلاستيك ها در گياهان در سايه مضراتى چون افزايش مصرف انرژى و افزايش انتشار گازها قرار گرفته است. به نظر مى آيد PLA تنها پلاستيك گياهى باشد كه بتواند در اين زمينه رقابت كند. گرچه اين راه حل به اندازه ساخت PHA در گياه مناسب نيست، اما داراى مزايايى است كه يك فرايند را با بازده جلوه گر مى كند. يعنى نياز به انرژى كم و درصد بالاى تبديل (بيش از ۸۰ درصد از هر كيلوگرم از شكر گياهى در محصول نهايى ظاهر مى شود). اما به رغم PLA بر پلاستيك گياهى، حين توليد اين پلاستيك به ناچار مقادير بيشترى گاز گلخانه اى نسبت به فرايندهاى پتروشيميايى مشابه منتشر مى شود.

 

نویسندگان: استفن اسلاتر، تلمن گرنگراس

ترجمه :  عبدالله مصطفايى- محمد طغرايى

نوشته شده در  ساعت 22:35  توسط علی ایرانی 

شیمی رنگ
رنگها را معمولا براساس خواص آنها و ساختمان ماده اصلی (ساختمان شیمیایی مواد) طبقه بندی می‌کنند. روش دیگر طبقه بندی رنگها براساس روش مصرف آنها در رنگرزی می‌باشد. روش و تکنیک رنگرزی به ساختمان ، طبیعت الیاف یا شئ مورد رنگرزی بستگی دارد. به عبارت دیگر رنگرزی پشم و ابریشم و دیگر الیاف به دست آمده از حیوانات با رنگرزی پنبه و الیاف به دست آمده از گیاهان تفاوت دارد.

نقش ساختمان شیمیایی الیاف در تعیین رنگ مورد نیاز
در رنگرزی همیشه ساختمان شیمیایی الیاف تعیین کننده نوع رنگ مورد نیاز و تکنیک رنگرزی می‌باشد. به عنوان مثال الیاف حیوان مانند پشم و ابریشم از پروتئین تشکیل شده‌اند و دارای گروههای اسیدی و بازی می‌باشند. این گروهها نقاطی هستند که در آنها مولکول رنگ خود را به الیاف متصل می‌کند. پس برای رنگرزی این گونه الیاف باید از رنگهایی که دارای بنیان اسیدی و بازی هستند استفاده کرد.

پنبه یک کربوهیدرات می‌باشد و تنها محتوی پیوندهای خنثای اتری و گروههای هیدروکسیل است. در این نقاط پیوندهای هیدروژنی بین الیاف و رنگ ایجاد می‌شود. پس باید از رنگهای متناسب با خصوصیات الیاف پنبه‌ای استفاده کرد. متصل کردن رنگ به الیاف مصنوعی و سنتزی مانند پلی اولفین‌ها و هیدروکربنها که کاملا عاری از گروههای قطبی هستند، تکنیک و روش دیگری را می‌طلبد. بر اساس روش رنگرزی به صورت زیر دسته‌بندی می‌شود.

رنگهای مستقیم یا رنگهای جوهری
این دسته از رنگها دارای گروهها و عوامل قطبی مانند عوامل اسیدی و بازی هستند و با استفاده از این گروهها ، رنگ با الیاف ترکیب می‌شود. برای رنگرزی پارچه با اینگونه رنگها فقط کافی است که پارچه را در محلول آبی و داغ رنگ فرو ببریم. اسید پیکریک و ماریتوس زرد از جمله این رنگها هستند. هر دو رنگ ، اسیدی بوده و با گروههای آمینه الیاف پروتئینی ترکیب می‌شوند. نایلون نیز که یک پلی‌آمید است، با این رنگها قابل رنگرزی است.

رنگ دانه‌ای
این دسته از رنگها شامل ترکیباتی هستند که می‌توانند با برخی از اکسیدهای فلزی ترکیب شده و نمکهای نامحلول و رنگی که لاک نامیده می‌شوند، تشکیل دهند. روش رنگرزی با این رنگها از کهن‌ترین روشهای تثبیت رنگ روی الیاف بوده است. این رنگها بیشتر برای رنگرزی ابریشم و پنبه بکار می‌رود. در رنگرزی با رنگهای دانه‌ای پارچه یا الیاف ، رنگی به نظر می‌رسند. چون الیاف توسط لایه‌ای از رسوب رنگین پوشانده می‌شود. برای ایجاد دندانه روی رنگها معمولا از اکسیدهای آلومینیوم ، کروم و آهن استفاده می‌شود. آلیزارین نمونه‌ای از این رنگها می‌باشد.

رنگ خمیری
رنگ خمیری ماده‌ای است که در شکل کاهش یافته ، محلول در آب بوده و ممکن است بی‌رنگ هم باشد. در این حالت الیاف به این رنگ آغشته شده و پس از جذب رنگ توسط الیاف ، آنها را از خمره خارج کرده و در معرض هوا با یک ماده شیمیایی اکسید کننده قرار می‌دهند. در این مرحله رنگ اکسید شده و به صورت رنگین و نامحلول در می‌آید. رنگهای باستانی ایندیگو و تیریان از این جمله‌اند.

رنگ واکنشی
این رنگها که تحت عنوان رنگهای ظاهر شونده هم شناخته می‌شوند، در درون خود پارچه ، تشکیل شده و ظاهر می‌گردند. مثال مهمی از این گروه رنگها ، رنگهای آزو می‌باشند. رنگرزی با این رنگها به این صورت است که پارچه را در محلول قلیایی ترکیبی که باید رنگ در آن مشتق شود (فنل یا نفتول) فرو می‌بریم. سپس پارچه را در محلول سرد آمین دی ازت دار شده در داخل خود الیاف انجام شده و رنگ تشکیل می‌گردد. به رنگی که به این صورت حاصل می‌شود رنگ یخی نیز می‌گویند، زیرا برای پایداری و جلوگیری از تجزیه نمک دی آزونیوم دمای پائین ضرورت دارد.

رنگ پخش شونده
این دسته از رنگها در خود الیاف محلول هستند، اما در آب نامحلول می‌باشند. رنگهای پخش شونده در رنگرزی بسیاری از الیاف سنتزی بکار می‌روند. به این الیاف گاهی اوقات الیاف آبگریز نیز گفته می‌شود. معمولا ساختمان شیمیایی آنها فاقد گروههای قطبی است. روش رنگرزی به اینگونه است که رنگ به صورت پودر نرم در بعضی از ترکیبات آلی مناسب (معمولا ترکیبات فنل) حل می‌شود و در دما و فشار بالا در حمام‌های ویژه به الیاف منتقل می‌شود.
نوشته شده در  ساعت 22:33  توسط علی ایرانی 

اشعه مادون قرمز
مادون در لغت به معناي زير دست و قرمز به معناي هر چه به رنگخون باشد، است. پس ميتوان گفت كه مادون قرمز اشعه بسيار ريز و قرمز رنگ است.


كشف هرسل اولنگام در ايجاد پديده‌اي كه ما آن را طيف الكترومغناطيسي ميناميم. نور مرئي و پرتوهايمادون قرمز دو نمونه اشكال فراواني از انرژي هستند كه توسط تمام اجسام موجود درزمين و اجرام آسماني تابانده ميشوند. مادون قرمز در طيف الكترومغناطيسي دارايمحدوده طول موجي بين 0.78 تا 1000 ميكرو متر است. تنها با مطالعه اين تشعشعات استكه ميتوانيم اجرام آسماني را تشخيص و تميز دهيم و تصويري كامل از چگونگي ايجاد جهانو تغييرات آن بدست آوريم. در سال 1800 سر ويليام هرشل يك نمونه نامرئي از تشعشعاترا كشف كرد كه اين نمونه دقيقا زير بخش قرمز طيف مرئي قرار داشت. او اين شكل ازتشعشعات را مادون قرمز ناميد.

 
سير تحولي ورشد
Greathouse و همكارانش طي مطالعه‌اي تاثير ليزر مادون قرمزرا به انتقال عصبي ، عصب راديال بررسي كردند. زمان تاخير ، دامنه پتانسيل عمل و دما، متغيرهاي مورد آزمايش مشاهده نشد.Lynn Snyder و همكارانش اثر ليزر كم توان هليوم - نئون را بر زمان تاخير شاخه حسي عصب راديال در دو گروه ليزر و پلاسبو بررسينمودند و مشاهده كردند كه در گروه ليزر ، افزايش معني دارا در زمان تاخير حسي پس ازبكارگيري ليزر ايجاد گرديده است.

Bas Ford و همكارانش طي مطالعه‌اي اثرليزر كم توان هليوم - نئون را بر شاخه حسي اعصاب راديال و مدين بررسي كردند. هيچاختلاف معني داري در دامنه پتانسيل عمل ، زمان تاخير و دما ساعد بعد از بكارگيريليزر مشاهده نشد.Baxter و همكارانش افزايش معني دار در زمان تاخير عصب مدين بعد ازبكارگيري ليزر گرارش كردند. Low و همكارانش كاهش دما را به دنبال تابش ليزر كم توانمادون قرمز ديدند.

نتايج اشعه مادون قرمز

گرمايي كه ما از خورشيد يا از يك محيط گرم احساس ميكنيم،همان تشعشعات مادون قرمز يا به عبارتي انرژي گرمايي است. حتي اجسامي ‌كه فكر ميكنيمخيلي سرد هستند، نيز از خود انرژي گرمايي منتشر ميسازند (يخ و بدن انسان). سنجش وارزيابي انرژي مادون قرمز ساطع شده از اجرام نجومي ‌به علت اينكه بيشترين جذب را دراتمسفر زمين دارند مشكل است. بنابراين بيشتر ستاره شناسان براي مطالعه انتشار گرمااز اين اجرام از تلسكوپهاي فضايي استفاده ميكنند.

مادون قرمز در نجوم

تلسكوپها و آشكارسازهاييكه توسط ستاره شناسان مورد استفاده قرار ميگيرند نيز از خودشان انرژي گرمايي منتشرميسازند. بنابراين براي به حداقل رساندن اين تاثيرات نامطلوب و براي اينكه بتوانحتي تشعشعات ضعيف آسماني را هم آشكار ساخت، اخترشناسان معمولا تلسكوپها و تجهيزاتخود را به درجه حرارتي نزديك به 450?F ، يعني درجه حرارتي حدود صفر مطلق ،ميرسانند. مثلا در يك ناحيه پرستاره ، نقاطي كه توسط نور مرئي قابل رويت نيستند، بااستفاده از تشعشعات مادون قرمز بخوبي نشان داده ميشود. همچنين مادون قرمز ميتواندچند كانون داغ و متراكم را همره با ابرهايي از گاز و غبار نشان دهد. اين كانونهاشامل مناطق پرستاره‌اي هستند كه در واقع ميتوان آنها را محل تولد ستاره‌اي جديددانست. با وجود اين ابرها ، رويت ستاره‌هاي جديد با استفاده از نور مرئي به سختيامكانپذير است.

اما انتشار گرما باعث آشكار شدن آنها در تصاوير مادون قرمزميشود. اختر شناسان با استفاده از طول موجهاي بلند مادون قرمز ميتوانند به مطالعهتوزيع غبار در مراكزي كه محل شكل گيري ستاره‌ها هستند، بپردازند. با استفاده از طولموجهاي كوتاه ميتوان شكافي در ميان گازها و غبارهاي تيره و تاريك ايجاد كرد تابتوان نحوه شكل گيري ستاره‌هاي جديد را مورد مطالعه قرار داد. فضاي بين ستاره‌اي دركهكشان راه شيري ما نيز از توده‌هاي عظيم گاز و غبار تشكيل شده است. اين فضاهاي بينستاره‌اي يا از انفجارهاي شديد نواخترها ناشي شده‌اند و يا از متلاشي شدن تدريجيلايه‌هاي خارجي ستاره‌هايي جديد از آن شكل ميگيرند. ابرهاي بين ستاره‌اي كه حاويگاز و غبار هستند، در طول موجهاي بلند مادون قرمز خيلي بهتر آشكار ميشوند (100برابر بيشتر از نور مرئي).

اخترشناسان براي ديدن ستاره‌هاي جديد كه توسطاين ابرها احاطه شده‌اند، معمولا از طول موجهاي كوتاه مادون قرمز براي نفوذ درابرهاي تاريك استفاده ميكنند. اخترشناسان با استفاده از اطلاعات بدست آمده ازماهوارهاي نجومي ‌مجهز به مادون قرمز صفحات ديسك مانندي از غبار را كشف كردند كهاطراف ستاره‌ها را احاطه كرده‌اند. اين صفحات احتمالا حاوي مواد خامي ‌هستند كهتشكيل دهنده منظومه‌هاي شمسي هستند. وجود آنها خود گوياي اين است كه سياره‌ها درحال گردش حول ستاره‌ها هستند.

مادون قرمز درپزشكي

اگر نگاه دقيق و علمي ‌به يك طيف الكترومغناطيسيبيندازيم، ميبينيم كه از يك طرف طيف تا سوي ديگر آن ، انواع تشعشعات و پرتوها براساس طول موج و فركانس‌هاي مختلف قرار دارند، از آن جمله ميتوان به تشعشعات گاما ،اشعه ايكس ، ماوراي بنفش ، نور مرئي ، مادون قرمز و امواج راديويي اشاره كرد. هركدام از اين پرتوها و تشعشعات همگام با پيشرفت بشر ، به نوبه خود چالش‌هايي را درزمينه‌هاي علمي ‌پديد آورده‌اند كه در اينجا علاوه بر كاربرد مادون قرمز در شاخهستاره شناسي ، اشاره‌اي به كارآيي چشمگيري اين پرتو در رشته پزشكي خواهيم داشت.

كاربرد درماني مادون قرمز

بكاربردن گرما يكي از متداولترين روشهاي درمان فيزيكي است. از موارد استعمال درمانيمادون قرمز موارد زير را ميتوان ذكر كرد.

تسكين درد

با وجود حرارت ملايم ، كاهش درد به احتمال زياد بواسطه اثرتسكيني بر روي پايانه‌هاي عصبي ، حسي ، سطحي است. همچنين به علت بالا رفتن جريانخون و متعاقب آن متفرق ساختن متابوليتها و مواد دردزاي تجمع در بافتها ، درد كاهشمييابد.

استراحت ماهيچه

تابشاين اشعه راه مناسبي براي درمان اسپاسم و دستيابي به استراحت عضلاني ميباشد.

افزايش خون رساني

در درمانزخمهاي سطحي و عفونتهاي پوستي ، براي اينكه فرآيند ترميم به خوبي انجام گيرد، بايدبه مقدار كافي خون به ناحيه مورد نظر برسد و در صورت وجود عفونت نيز افزايش گردشخون سبب افزايش تعداد گلبولهاي سفيد و كمك به نابودي باكتريها ميكند. از اين پرتوميتوان براي درمان مفصل آرتوريتي و ضايعات التهابي نيز استفاده كرد.

كاربرد تشخيصي مادون قرمز

از مهمترين كابردهايتشخيصي آن ميتوان توموگرافي را نام برد. اصطلاح ترموگرافي به عمل ثبت و تفسيرتغييراتي كه در درجه حرارت سطح پوست بدن رخ ميدهد، اطلاق ميشود. تصوير حاصل از اينروش كه توموگرام ناميده ميشود، بخش الگوي حرارتي سطح بدن را نشان ميدهد. درتوموگرافي ، آشكار ساز ، تشعشع حرارتي دريافت شده توسط دوربين را به يك سيگنالالكترونيكي تبديل ميكند و سپس آن را علاوه بر تقويت بيشتر ، پردازش ميكند تا اينكهيك صفحه كاتوديك مثل مونيتور تلويزيون آشكار شود.

تصاوير بدست آمده به صورتسايه‌هاي خاكستري رنگ ميباشند، بدين معني كه سطوح سردتر به صورت سايه‌هاي خاكستريروشن ديده ميشوند و در نوع رنگي آن نيز نواحي گرم ، رنگ قرمز و نواحي سرد ، رنگروشن خواهند داشت. درجه حرارت پوست بدن در نتيجه فرآيندهاي فيزيكي ، فيزيولوژيكطبيعي يا بيماري تغيير ميكند. از اين خاصيت تغيير گرمايي در عضوي خاص يا در سطح بدنبراي آشكارسازي يك بيماري استفاده ميشود كه مهمترين آنها به قرار زير است.

- بيماري پستان : وسيع ترين جنبه كاربردي توموگرافي در آشكار سازي سرطانهايپستاني است.

زيرا روشي كاملا مطمئن و بدون آزار است.

از پرتوهاييونيزان استفاده نميشود.

روشي كاملا سريع ، راحت و ارزان است.

بهدليل بي ضرر بودن از قابليت تكراري بسيار زيادي برخوردار است.

كاربرد ترموگرافي در مامائي

چون جفت از فعاليتبيولوژيكي زيادي برخوردار است. درجه حرارت حاصله در اين محل بطور قابل ملاحظه‌اي ازبافتهاي اطراف بيشتر است. پس ميتوان از توموگرافي براي تعيين محل جفت استفاده كرد.

ضررهاي مادون قرمز

از طرف ديگرخطرهايي نيز در استفاده از مادون قرمز وجود دارد كه ميتوان به سوختگي الكتريكي (دراثر اتصال بدن به مدارات الكتريكي دستگاه) سر درد ، توليد ضعيف در بيمار و آسيب بهچشمها در اثر تابش مستقيم پرتو اشاره كرد.

نوشته شده در  ساعت 22:32  توسط علی ایرانی